پست شماره ۱۰۸تاریخ ۲/۱۲/۸۹

آدم

 

برای سرکشی به وب "قدیسه جهنمی" که اصلا هم جهنمی نیست رفتم از نایاب بودن آدم سخن گفته بود و لذت خوردن یک سیب سرخ و خوب

گاهی منهم حق دارم  دامن دشت  را بگیرم  و دیوانه بشم :

 

 

 

و آن قصه از همان زمان آغازید
 فرشتگان در پی سودای آگاهی خویشند
جنیان را بر رقص آتش گمارده اند 
 سنگ بر صبر خویش وآب بر جاری شدن تار گیسوانش نظاره گرند
 شاخه درختان بی هیچ عذری نگاه بر آفتاب مهربان دارند
و او و همو در  این جاودانه تنهای تنها و آن آرزوی ازلی در پی چیزیست بی همتا 
"سروده کیست این فتان  دلبر این تنها واژه هستی بی پایان"
 نجوا کنان با خود می خواند و میابد
 برای یافتن آن تنها عذر جاودانگی که بی آن هرگز نبودن را آغاز میکرد
آسمان  به سرودش می خواند این واژه را و از پی آن نعره اشک و اندوه سر میدهد
و دشت ازسنگینی نگاهش بر خود می لرزد
کوهها یقه و گریبان خود را می درند  
فرشتگان از سرودن باز می ایستند
جنیان رقص را به فراموشی می سپارند
وآب فرمان جاری شدن را از یاد می برد
سنگ در صبر کردن خود شک می کند
درختان نور خورشید را گم می کنند
واز مردابی در آن نزدیکی و از گل لجنزار نازیبائی بر گرفته از تعفنها
 آدم آن میانه با صدای خفه با انبوهی از گناه  سربرمیآورد
و او این جاودانه تنها به این آلوده  تن چون شهسوار آرزوها می نگرد
او هیچی ست
که عظیمترین دلدار آسمان را از پی خود می کشد
نامش برای اولین بار با خویش خویش آذین بسته شده
به او می گوید "خودا باز آمدی بسوی خدا "
"عشق را ببر برای خدا که تو خودی و خدایش خود"
از آن لحظه آسمان بار امانت نتوان کشید که باریست بردوش دلدار 
که این بار عشق بود عشق بود  و بازعشق
رامین 2/12/89
ساعت 1 بامداد

 


دوست عزیز قصد نوشتن چکامه ای در مورد مدیریت کوتوله ها داشتم که بنوعی  در پی پست قبلی ام بود ولی چکنم که گاهی ...........دیوانه و مجنون می شوم در مورد آدم با تمامی نایابیها و تمام نقاط ضعف با تمامی نبودنهایش وچه تلخ است کم بودن او!! ..

باور کن دوست من که آدم را نباید یافت در هیچکس و هیچ چیز آنجا که خرقه پوش شهر با فانوسی در روز در پی آدم است وآرزوی او رادارد کافیست در آئینه به خود نگاه کند و آدم را بسازد نه بیابد
گذشته از قصه و استعاره ایمان دارم که همه ما باید از درون خودمان شروع کنیم هیچ چیز را بیرون از خود نیابیم که راه خطا رفته ایم

 


(مدیریت)  

آسیب شناسی مدیریت کوتوله ها

مدیریت انواع و اقسام دارد  یکی از انواع متداول آن متاسفانه مدیریت کوتوله ها است

این مدیریت چند ویژگی دارد:

۱- مدیر اجازه رشد و ارتقا به دیگران (زیر مجموعه و پرسنل  سازمان ) را نمی دهد

۲- در این سبک از مدیریت مدیر مربوطه فقط به آدمهای ناتوانتر از خودش پست و موقعیت میدهد

۳- هر کس در مجموعه سازمانیش را به منزله تهدید می بیند (و همواره به دنیال کسانی است که عنوان دشمن و رقیب خود می پندارد)

۴- فاقد دانش و توانائی و کفایت لازم برای مدیریت است

۵- به جای آنکه قابلیت سود آوری برای مجموعه خود را داشته باشد در صدد حذف منابع مالی برای دیگران و زیر مجموعه اش است (اسمش را می گذارد صرفه جوئی)

۶- فقط به فکر منافع شخصیش است

 

۷- از قربانی کردن نزدیکترین افراد در مجموعه اش نیز اگر در موقعیت تهدید قرار گیرد ابائی ندارد

۸- آنچنان بلوائی سر کوچکترین مسائل راه می اندازد که گوئی جنگ جهانی راه افتاده است

۹- زیر مجموعه چنین فردی از ترس از او تبعیت می کنند

۱۰- اگر کسی در مجموعه اش مطرح و یا زبانزد شود در جهت تحقیر و نابودی اش از هیچ اقدامی فروگذاری نمی کند

۱۱- برای پنهان ماندن ضعف و ناتوانی هایش به دو سبک کاملا متضاد متوسل می شود یا در مورد خود خیلی شعار می دهد و سعی می کند خود را جلوی زیر مجموعه اش موجه جلوه دهد و یا با سکوتی معنا دار بدنبال ایراد گرفتن از هر حرکتی یا سخنی در مجموعه اش می ماند

۱۲- به فرضیه یا با منید یا بر منید معتقد است برای او واریته رنگها معنی ندارد دنیا برایش فقط دو رنگ است سپید یا سیاه

۱۳- اگربه  کسی در مجموعه بخواهد ارتقا مقام دهد  فقط میزان نزدیکی به او وفاداری به او و حتما و الزاما سطح دانش کمتر از او شرایط احراز برای ارتقا را فراهم می سازد

۱۴- تنها تصویری که از دنیا دارد یک تصویر زشت و یک دنیای خرابه است که باید بکشد تا زنده بماند کلماتی مانند عشق مروت انسانیت فقط اسباب بازی گفتارش هستند و در دلش این کلمات را به سخره می گیرد

۱۵- معمولا این تیپ آدمها در زندگی یا زیاد تحقیر شده اند و یا از طریق و روشی غیر معمول به گونه ای که خودافراد نیز به خواب نمیدیده اند به آن جایگاه رسیده و در نتیجه در باطن وجودیشان خود را لایق آن منصب نمی دانند

می گویند وقتی اسکندر ایران را فتح می کند تمامی پائین دستان را مقام بالا می دهد و از اینرو دوران حکومت سلوکیان سالیان سال دوام می آورد زیرا صاحبان مقام جدید در جهت حفظ مقام خود از هیچ اقدامی فرو گذاری نمی کرده اند