ویوجر به لبه منظومه شمسی رسید (علمی)      "نوایران"

فضاپیمای وویجر به لبه منظومه شمسی رسید

 

 

وویجر یک ظرف پنج سال منظومه شمسی را ترک خواهد کرد
فضاپیمای وویجر یک، که دورافتاده ترین فضاپیما از زمین است، در سفر خود به سوی کرانه های فراتر از منظومه شمسی یک گام مهم دیگر برداشته است.
این فضاپیمای پیشکسوت که اکنون 17 میلیارد و 400 میلیون کیلومتر از زمین فاصله دارد، تغییری مشخص در جریان ذرات در اطراف خود را ردیابی کرده است.
این ذرات، که از خورشید متصاعد می شوند، تا این نقطه درحال دور شدن از مرکز منظومه بودند، اما اکنون عمود بر این مسیر حرکت می کنند.
این بدان معنی است که وویجر باید خیلی به مرحله پرش به فضای موسوم به "میان-ستاره ای" نزدیک باشد.
ادوارد استون، دانشمندی که سرپرستی پروژه وویجر را به عهده دارد، از این فضاپیما و اطلاعات ارزشمندی که همچنان 33 سال پس از شروع ماموریتش فراهم می کند تمجید کرد.
او به بی بی سی گفت: "وقتی وویجر پرتاب شد، فقط 20 سال از شروع عصر فضا گذشته بود، بنابراین هیچ مبنایی که بتوان براساس آن گفت فضاپیما چقدر دوام خواهد آورد وجود نداشت."
"هیچ نمی دانستیم که تا چه فاصله ای باید برویم تا از منظومه شمسی خارجه شویم. اما حالا می دانیم که باید کم و بیش ظرف پنج سال، برای اولین بار از منظومه خارج شده باشیم."
دکتر استون در نشست پاییزی اتحادیه علوم ژئوفیزیک آمریکا در سان فرانسیسکو، که بزرگترین گردهمایی زمین شناسان در جهان است، سخن می گفت.
وویجر 1، روز پنجم سپتامبر 1977 پرتاب شد و خواهرخوانده آن وویجر 2، روز 20 اوت 1977 راهی فضا شد. هرچند وویجر 2 زودتر پرتاب شد اما در مسیری آهسته تر قرار داده شده و اکنون کمی بیش از 14 میلیارد کیلومتر از زمین فاصله دارد.
هدف اولیه ناسا از پرتاب این کاوشگرها مطالعه سیارات مشتری، کیوان، اورانوس و نپتون بود که در سال 1989 کامل شد.

 

کاوشگر ویوجر۲

آنها سپس راهی اعماق فضا شدند و در جهت کلی مرکز کهکشان راه شیری به حرکت در آمدند.
منبع انرژی این فضاپیماها بسته های رادیو اکتیو است و ابزارهای آنها به خوبی کار می کند و داده ها را به زمین مخابره می کند.
البته فاصله زیاد با زمین باعث می شود که پیام رادیویی آنها 16 ساعت در راه باشد.
مشاهدات تازه وویجر 1 توسط ابزار "ذرات باردار کم انرژی" که شتاب بادهای خورشیدی را می سنجد انجام شده است.
این جریان از ذرات باردار حبابی را در اطراف منظومه شمسی تشکیل می دهد که به هلیوسفیر موسوم است.

عکسهای ارسالی توسط ویوجر

 

این ذرات  با سرعت "مافوق صوت" حرکت می کنند تا اینکه از یک مرحله به نام "شوک پایانی" می گذرند.
پس از آن سرعت آنها به شدت کم می شود. اندازه گیری وویجر نشان می دهد که شتاب این بادها در این نقطه اکنون به صفر رسیده است


نوایران
به گروه نوایرانیان در گوگل گروپ بپیوندید
Newiranian@googlegroups.com

کمالگرائی (روانشناسی)                    "نوایران"

 

کمالگرائی

ـ آیا شما هم فرد کمال گرایی هستید؟؟؟
ـ آیا شما هم هموار فکر می کنید آن کسی که می خواهیم باشید نیستید؟
ـ آیا احساس می كنیم كارهایی كه به اتمام رسانده ایم به اندازه كافی خوب نیستند؟
ـ آیا نوشتن مقالات و طرحها را با اهداف انجام دقیق آنها به تعویق می اندازیم ؟
ـ آیا احساس می كنیم كارها را باید صد در صد درست انجام دهیم و در غیر این صورت فردی متوسط و یا حتی بازنده هستیم؟
ـ اگر چنین باشد در آن صورت ما به جای حركت در مسیر موفقیت سعی در كامل بودن داریم.

  كمال گرایی:

به افكار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می كند كه هدف آنها رسیدن به اهداف به شدت افراطی و غیر واقع گرایانه است. در جامعه امروزی ‍ به اشتباه كمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود.
به هرحال مطالعات اخیر نشان می دهند نگرش كمال گرایانه موجب اخلال در موفقیت می شود. آرزوی كامل بودن ‍ ، هم احساس رضایت از خودمان را از ما می گیرد و هم ما را به اندازه سایر مردم ( كسانی كه اهداف واقع گرایانه دارند ) ، در معرض ناكامی قرار می دهد.

  علل كمال گرایی:

اگر ما فردی كمال گرا باشیم ،‌احتمالا در كودكی یاد گرفته ایم دیگران با توجه به میزان كارآییمان در انجام كارها به ما بها می دهند در نتیجه آموخته ایم در صورتی ارزشمندیم كه مورد قبول دیگران واقع شویم ( فقط بر پایه میزان پذیرش دیگران به خود بها می دهیم ) ،‌ بنا بر این عزت نفس ما ، بر اساس معیارهای خارجی پایه ریزی شده است . این امر می تواند ما را نسبت به نقطه نظرها و انتقادات دیگران ، آسیب پذیر و به شدت حساس سازد. در نتیجه تلاش برای حمایت از خودمان و رهایی از اینگونه انتقادات ، سبب می گردد كامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانیم . بعضی از احساسات ‍، افكار و باورهای منفی ذیل ،‌احتمالا با كمال گرایی مرتبط هستند:

  ترس از بازنده بودن:

افراد كمال گرا ،‌غالبا شكست در رسیدن به هدف هایشان را با از دست دادن ارزش و بهای شخصی مساوی می دانند.

  ترس از اشتباه كردن

افراد كمال گرا ،‌غالبا اشتباه را مساوی با شكست می دانند . موضع آنها در زندگی ،‌حول و حوش اجتناب از اشتباه است . كمال گراها فرصت های یادگیری و ارتقاء را از دست می دهند.

  ترس از نارضایتی

افراد كمال گرا ،‌ در صورتی كه دیگران شاهد نقایص یا معایب كارشان باشند ، غالبا به دلیل ترس از عدم پذیرش از سوی آنان ، دچار وحشت می گردند. تلاش برای كامل بودن در واقع روشی جهت حمایت گرفتن از دیگران به جای انتقاد ، طرد شدن یا نارضایتی می باشد.

  همه یا هیچ پنداری

افراد کمال گرا، بندرت بر این باورند كه در صورت به پایان رسانیدن یك كار بطور متوسط ، هنوز با ارزش هستند. افراد كمال گرا در دیدن دورنمای موقعیت ها دچار مشكل هستند. برای مثال ،‌ دانش آموزی كه همیشه نمره (A) داشته ، در صورت گرفتن نمره (‌ B ) بر این باور است كه - كه من یك بازنده كامل هستم-

  تاكید بسیار بر روی بایدها

زندگی كمال گرا غالبا بر اساس لیست پایان ناپذیری از بایدها بنا شده است كه با قوانین خشكی برای هدایت زندگی آنها به خدمت گرفته می شود . افراد كمال گرا با داشتن چنین تاكیدهایی بر روی باید ها بندرت بر روی خواسته ها و آرزوهای خود حساب می كنند.

اعتقاد داشتن به این امر كه دیگران به آسانی به موفقیت می رسند:

افراد كمال گرا مشاهدات خود را به گونه ای جمع آوری می كنند كه بگویند افراد دیگر با كمترین تلاش ، خطاهای كم ، استرس های عاطفی كمتر و بالاترین اعتماد به نفس به موفقیت دست می یابند . در عین حال افراد كمال گرا كوششهای خود را پایان نا پذیر و ناكافی تلقی می كنند.

  شما چطور ؟


نوایران
به گروه نوایرانیان در گوگل بپیوندید

جهان های موازی (علمی)                      "نوایران"

 

جهان هاي موازي

 

جهان هاي موازي هزاران سال است که اخبار و اطلاعاتي درباره جهان هاي ديگري جز آنچه در اطرافمان مي بينيم، در اختيار بشر قرار گرفته است. اين اطلاعات که گاه در حد يک خبر کوتاه و گاه به پيشرفتگي توصيفي دقيق از آنها و ساکنانشان يا چگونگي دسترسي به آنها و کاربردها و امکانات اين دسترسي بوده اند، تا مدتي پيش تماماً در حيطه دانش باطني قرار مي گرفتند و علوم تجربي ظاهري را ياراي اظهار نظر کردن در اين باره نبود. اما با نگاهي به اطراف مي توان ديد که پيشرفت هاي علوم ظاهري اکنون چنان شتاب برق آسايي گرفته اند که گويي سفينه دانش بشري در آستانه پرواز قرار دارد. تا ديروز مفاهيمي چون کرويت زمين، ميدان هاي مغناطيسي (کهربا)، کند شدن زمان در سرعت هاي بالا، سياهچاله ها و... استناد علمي نداشتند، اما امروزه اين مفاهيم کاملاً علمي و اثبات شده به شمار مي روند. به نظر مي رسد در آينده اي نه چندان دور، مفهوم جهان هاي موازي و چگونگي برقرار کردن ارتباط با آنها نيز موضوعي کاملاً علمي باشد. در اين مقاله سعي داريم دستاوردهاي جديد علوم ظاهري درباره جهان هاي ديگر و به ويژه جهان هاي موازي جهان خودمان را مروري کنيم.


انسان هاي حقيقت جو در طول تاريخ، مجنون وار به دنبال کشف جلوه هاي حقيقت بوده اند و در اين ميان دغدغه اصلي محققان و دانشمندان علم فيزيک، يکپارچه سازي و وحدت بخشيدن به ايده ها و مفاهيم به ظاهر مختلفي از دانش بشري بود که از کوچک ترين اجزاي زيراتمي تا بزرگ ترين کهکشان هاي عالم را دربرمي گرفتند. دانشمندان به دنبال اين منظور در تلاش براي پر کردن شکاف هاي ديوار دانش بوده اند و اکنون نيز به آن ادامه مي دهند. اکنون به نظر مي رسد پر کردن اين شکاف ها بدون قبول وجود جهان هاي ديگر به صورت علمي ناممکن باشد. براي بررسي اين موضوع بد نيست از گذشته اي نه چندان دور آغاز کنيم.


تاريخچه
تنها چند قرن پيش يعني در عصر دانشمنداني چون کپلر، گاليله، کپرنيک و نيوتن انسان تصور مي کرد که جهان مانند چرخ دنده اي بزرگ است که سيارات را به چرخيدن به دور خورشيد مجبور مي کند. در آن دوران گرچه گذر زمان به وسيله ساعت قابل اندازه گيري بود اما خود زمان مفهومي ابدي و ازلي داشت که تجزيه و تحليل آن چيزي غيرممکن تلقي مي شد. مکان يا فضا نيز در همه جهت ها بي انتها بود و انديشيدن درباره آن به ديوانگان و شعرا اختصاص داشت. چنين ديدگاهي همچنان ادامه داشت تا اين که در قرن بيستم ميلادي، نظريه هاي نسبيت اينشتين انقلاب جديدي در تفکر علمي به پا کرد و برخي شکاف هاي علم را پوشاند. ديگر زمان و مکان به رازآلودگي قبل نبودند بلکه آنها به يکديگر متصل شدند و مفهوم جديدي به نام «فضا - زمان» را تشکيل دادند. ماده نيز چيزي بود که در داخل همين فضا - زمان به وجود آمده بود. سرعت نور هرچند بسيار زياد بود اما به صورت مقداري مشخص و کمتر از بي نهايت تعيين شد. بدين ترتيب فرض جاوداني بودن جهان تغيير کرد تا امکان طرح اين سوال به وجود آيد که به راستي در آغازين لحظات آفرينش جهان که به نام «انفجار بزرگ» يا «مهبانگ» معروف است چه اتفاقي رخ داد؟ يعني همان زماني که اندازه کل جهان از نقطه پايين اين علامت تعجب هم کوچک تر بود، در پاسخ به اين پرسش تئوري ها و مدل هايي براي جهان ارائه شدند که به تئوري هاي کيهان شناختي معروفند. از سويي ديگر با کشف نظريه فيزيک کوانتومي (علمي که به رفتارهاي اتمي و زيراتمي مي پردازد) شکاف هاي بيشتري در علم پوشيده شد. بر اساس اين نظريه رفتار ماده با توجه به نحوه مشاهده اش تغيير مي کند. به عبارتي ديگر عمل مشاهده کردن يک مشاهده گر نقش موثري در رفتارهاي جهان اتمي بازي مي کند. بدين ترتيب يکي از مسائل مهم فيزيکدانان امروز به هم رساندن فاصله بين فيزيک کوانتوم و نسبيت است و از نظريه هايي که براي کمک به اين مقصود مي توان اميد زيادي بر آنها داشت، نظريه هايي هستند که وجود يک چندجهاني متشکل از جهان ما و جهان هاي ديگر را مفروض مي دارند.

ساده ترين نوع جهان هاي ديگر
وجود جهان هاي ديگر، جهان هاي موازي و به طور کلي وجود يک چندجهاني (که جهان ما نيز عضوي از اعضاي آن است) توسط تعدادي از تئوري هاي فيزيکي درباره توصيف جهان، به طور غيرمستقيم و ضمني تاييد مي شود. به عنوان مثال يکي از ساده ترين اين تئوري ها از نتايج اندازه گيري هاي پرتوي زمينه کيهان(يعني همان پژواکي که از مهبانگ باقي مانده است) استنتاج شده است. از آنجايي که پس از تئوري نسبيت اينشتين، مدل هايي براي تشريح فرم فضا - زمان ما و نيز نحوه توزيع جرم در آن مطرح شد، اين اندازه گيري ها مي توانستند درستي آنها را تاييد يا رد کنند. مثلاً در کنار مدل فضا - مکان بيکران، مدل هاي فضا - مکان انحنادار مثل کروي يا هزلولوي و در کنار مدل توزيع يکنواخت ماده در جهان، مدل هاي توزيع فرکتالي يا تجمع ماده در اطراف ما و تهي بودن بقيه جهان مي توانستند امکان پذير باشند. اما نتايج اندازه گيري هاي پرتوي زمينه کيهاني بيشترين انطباق را با فرض جهان نامحدود و توزيع يکنواخت ماده در مقياس بزرگ داشت. يعني جهان ما (با بيشترين احتمال رياضياتي) فضايي بيکران است که سرتاسر آن را ستار گان و کهکشان ها پر کرده است. چنين جهاني بسيار بزرگتر از آن چيزي است که ما مي توانيم به وسيله تلسکوپ ها ببينيم چرا که ما تنها قسمتي از جهان را مي بينيم که نور آن از زمان وقوع مهبانگ يعني حدود چهارده ميليارد سال قبل تاکنون فرصت رسيدن به زمين را داشته است يعني کره اي به شعاع 1026+4 متر، هنگامي که اين مدل فضاي بيکران با توزيع يکنواخت ماده در آن با نظريه کوانتوم (که بر اساس آن جهان گسسته است و مي توان آن را به وسيله مقداري متناهي از اطلاعات مشخص کرد) ترکيب مي شود، مي توان چنين نتيجه گرفت که وجود دنيايي کاملاً شبيه به دنياي ما در نقطه اي ديگر از جهان بيکران امکان پذير است. به عنوان مثال اگر مي توانستيم تا فاصله 10 به توان 1091 متري ( يعني يک عدد يک و به تعداد 1091 نقطه (يا صفر) در سمت راست آن) اطرافمان را جست وجو کنيم، انتظار داشتيم دنيايي دقيقاً مشابه آنچه تا فاصله 100 سال نوري از زمين وجود دارد، پيدا کنيم. در هنگام کشف آن دنيا وقتي پيچ تلسکوپ را کمي بيشتر تنظيم مي کرديم کسي را با قيافه اي کاملاً آشنا مي ديديم که او هم با تلسکوپ خود در پي يافتن دنياي ماست، چنين فرضيه اي مشابه آن است که بگوييم اگر خروجي هاي کامپيوتري را (که براي توليد پيوسته حروف الفبا به صورت تصادفي برنامه ريزي کرده ايم) جست وجو کنيم، احتمالاً پس از چند قرن يا چند هزاره مي توانيم انتظار داشته باشيم که نسخه اي از ديوان حافظ را نيز توليد کرده باشيم. البته اين نوع استنتاج ساده انگارانه که بيشتر به يک شوخي شبيه است را مي توان تنها به عنوان مقدمه اي براي ورود به مباحث جدي تر فيزيکي در نظر گرفت.

جهان هايي در ديگر ابعاد مکان – زمان
دسته ديگري از مباحثي که درباره جهان هاي موازي مطرح است به مدل هايي مربوط مي شود که براي توصيف و تشريح مبداء آفرينش ابداع شده اند. مدل هايي که توان پاسخگويي به سوالاتي را که به وسيله تئوري هاي قبلي بي پاسخ مانده بود، داشته اند. سوالاتي مثل همين سوال که علت اين که جهان ما تا به اين اندازه بزرگ، يکنواخت و مسطح است، چيست. بر اساس برخي از اين مدل هاي جديد کيهان شناختي مهبانگ نه به عنوان يگانه لحظه آغازين خلقت بلکه به صورت واقعه اي عادي و روزمره (البته نه روز زميني) در جهان است. يکي از چنين مدل هايي از نظريه «ريسمان ها» نشأت گرفته است. نظريه ريسمان ها نظريه اي درباره توصيف ذرات بنيادين جهان (که اجزاي زيراتمي را تشکيل مي دهند) است. اين نظريه هنگامي مطرح شد که دانشمندان در تلاش براي يکپارچه سازي نيروي جاذبه با ديگر نيروهاي طبيعي بودند. گذشته از آنچه اين نظريه مستقيماً به آن مي پردازد، دانشمندان به اين نتيجه رسيدند که به غير از ابعاد جهان ما (سه بعد مکان و يک بعد زمان)، بايد ابعاد ديگري نيز وجود داشته باشند که از ديد ما پنهانند و ممکن است در فاصله اي بسيار کوچک تر از اندازه هسته اتم درهم پيچيده شده باشند. در ادامه نظريه ريسمان ها، دانشمندان در دهه 1990 ميلادي تئوري جديدي را به نام «تئوري M» ارائه کردند که بر اساس آن به جاي اين که ابعاد ديگر به صورت درهم پيچيده و مخفي شده توصيف شوند، فضا را در جهان ما به صورت پوسته اي سه بعدي در ساختاري بزرگتر و با ابعاد بيشتر معرفي کردند که فضاي ما را دربرمي گيرد. از آنجايي که تصور چنان ساختاري براي ما امکان پذير نيست، مي توانيم فضاي سه بعدي خود را به صورت صفحه اي دوبعدي در نظر بگيريم و آن ساختار را به صورت فضايي سه بعدي. نکته جالب توجه اينجاست که هيچ دليلي وجود ندارد که صفحه ما در اين فضا تنها صفحه موجود باشد و ممکن است صفحات بي شماري به موازات آن وجود داشته باشند (مثل يک دسته کاغذ) بدون اينکه صفحه ما را قطع کنند. حال اين سوال مطرح مي شود که چرا ما نمي توانيم از صفحات يا پوسته هاي ديگر اطلاعي داشته باشيم؟ دليل آن اين است که تقريباً همه نيروهاي فيزيکي تنها در پوسته خود عمل مي کنند و نمي توانند از مرزهاي آن خارج شوند و به بيرون نشت کنند. مثلاً نور که تحت کنترل نيروي الکترومغناطيسي است نمي تواند از جهاني ديگر به جهان ما بيايد و بنابراين ما چيزي از جهاني ديگر را نمي بينيم. البته به نظر مي رسد در ميان همه نيروهاي فيزيکي جهان، نيروي جاذبه يک استثنا باشد و به عنوان يک کليد بتوان از طريق آن اثري از جهان هاي ديگر را رديابي کرد.

يکي از مدل هاي جديد و جالبي که بر مبناي اين ديدگاه به وجود آمده است مدل «اکپيروتيک » (اين نام از کلمه اي يوناني به معناي آتش کيهان گرفته شده است) نام دارد. بر اساس اين مدل کيهان شناختي مهبانگ مي تواند حاصل تصادمي بين پوسته ما و پوسته ديگري باشد که همين تصادم علت به وجود آمدن ماده موجود در جهان است. به عبارت ديگر، مهبانگ نقطه آغاز زمان نبوده بلکه تنها انتقالي از يک مبداء کيهاني به مبدأيي ديگر است. گامي فراتر و جالب تر در ادامه اين مدل، اين است که چنين تصادمي ممکن است در فواصل زماني منظم و به صورت متناوب تکرار شود. گويي اين دو پوسته مانند دو صفحه لاستيکي هستند که با فنري به هم متصل شده اند و در زمان هايي معين به يکديگر برخورد مي کنند.

 

 

 

هر جهان، يک حباب در ميدان عظيم انرژي
يک تئوري بسيار جالب ديگر براي توصيف عالم هستي، تئوري «انبساط جاودان آشوبناک» نام دارد. بر مبناي اين تئوري عالم هستي يک ميدان انرژي کوانتومي بسيار عظيم است که در کليت خود با سرعتي بسيار بالا در حال انبساطي هميشگي است. در اين حال برخي نواحي خاص از اين ميدان از انبساط بازمي ايستند و در نتيجه حباب هايي را تشکيل مي دهند که هر يک از آنها جهاني است مانند جهان ما، يعني داراي اندازه بيکران و سرشار از ماده برجاي مانده از ميدان عظيم انرژي. اين پديده مشابه تشکيل قطرات باران داخل ابرها يا حباب هاي داخل خمير در حال ورآمدن است. جالب اين که حتي اگر بتوانيم با سرعت نور حرکت کنيم نيز هرگز نخواهيم توانست به حباب هاي ديگر برسيم يا آنها را ببينيم. زيرا سرعت دور شدن آنها از جهان ما از سرعت نور هم بيشتر است، و جالب تر اين که هر يک از اين جهان ها مي توانند داراي ثابت هاي فيزيکي منحصر به فرد و در نتيجه داراي مشخصاتي کاملاً متفاوت با جهان هاي ديگر باشند. به عنوان مثال ابعاد مکاني و زماني يکي از آنها مي تواند با جهان ما متفاوت باشد که در اين صورت ممکن است تمامي رويدادهاي آن جهان از نوع پيش بيني ناپذير کامل باشد (مثلاً در جهاني که دو بعد مکاني و دو بعد زماني دارد) يا اتم ها در آن جهان ناپايدار باشند (مثلاً در جهاني با يک بعد مکاني و چهار بعد زماني)، يا نسبت قدرت نيروهاي فيزيکي بنيادين در آن با نسبت هاي ثابت جهان ما تفاوت داشته باشد و...


 جهان هاي کوانتومي
تئوري هايي که تاکنون به آنها پرداختيم هرچند بسيار جالب بودند و مي توانند ديد ما را نسبت به آنچه در اطراف مان مي گذرد تغيير دهند اما هنوز مفهوم چندان قابل توجهي درباره جهان هاي موازي ما و رابطه آنها با «من» و سرنوشت من ارائه نمي کنند. اکنون قصد داريم از طريق فيزيک کوانتوم به جهان هاي موازي سفر کنيم که نه در ميلياردها سال نوري آن طرف تر، بلکه در فاصله اي بسيار اندک از دنياي ما قرار دارند. به ويژه اين که در اين سفر هم «اکنون» داراي معنايي عميق تر است و هم «قصد» ما. بر مبناي مکانيک کوانتومي، حالت جهان را تابعي رياضي به نام «تابع موج» تعيين مي کند که شکل کاملاً معيني دارد و در فضايي به نام فضاي «هيلبرت» به دور خود مي چرخد و با گذشت زمان تکامل مي يابد. اما هنگامي که اين تابع معين در معرض مشاهده يا اندازه گيري قرار مي گيرد، از حالت معين خارج مي شود و وضعيتي تصادفي به خود مي گيرد، گويي تابع موج به صورت حالتي که مشاهده شده درمي آيد. به عبارتي عمل مشاهده کردن موجب تغيير در آن مي شود. بر اساس يکي از تعابير درباره اين موضوع، در جايي که چندين احتمال ماندني وجود داشته باشد، جهان به هنگام هر مشاهده به چندين نسخه (هر نسخه متناظر با يکي از احتمالات) منشعب مي شود. در حالي که موجودات هر جهان بدون هيچ اطلاعي از جهان هاي ديگر به زندگي خود ادامه مي دهند. به عنوان مثال هنگامي که تاسي انداخته مي شود، جهان به شش جهان موازي منشعب مي شود و هر روي تاس در يکي از جهان ها فرود مي آيد. در اينجا دو نگرش مطرح است؛ اول نگرش فيزيکداني است که در حال بررسي معادلات است و دوم نگرش مشاهده گري که در جهان زندگي مي کند. در نگرش اول که در واقع نگرشي از بالا به جهان است، جهان پديده اي معمولي است که به وسيله تابع موج تعريف مي شود و به آرامي تکامل مي يابد و هيچ انشعابي ندارد. اما در نگرش دوم، مشاهده گر تنها بخشي از جهان را مي بيند و فرآيندي موسوم به جداسازي اجازه ديدن نسخه موازي اش را به او نمي دهد. به عبارتي ديگر هر زمان که مشاهده گر مورد سوال قرار مي گيرد، تصميمي آني مي گيرد يا پاسخي مي دهد، اثرات کوانتومي در مغز او موجب مي شوند که اين فرآيند جداسازي اتفاق افتد. از ديدگاه اول شخص در اين هنگام به چندين نسخه تکثير مي شود. اما خود اين نسخه ها از وجود کپي ديگرشان بي اطلاع اند و از ديدگاه آنها تنها يک اتفاق کم اهميت تصادفي يا احتمالي معين رخ داده است.

بر اساس اين نظريه مي توان درستي جملات غيرواقعي را نيز بهتر تحليل کرد. مثلاً اين جمله را در نظر بگيريد؛ «اگر پدر و مادرم با هم ازدواج نمي کردند من الان اينجا نبودم.» گويي در جهاني موازي آنها با هم ازدواج نکردند و نسخه اي از من هم در آن جهان وجود ندارد، البته لازم به توضيح است که اين نتيجه گيري زماني درست است که کلمات را به صورت ساده و مرسوم به کار مي بريم. اما اگر دقيق تر به اين نتيجه گيري نگاه کنيم متوجه مي شويم که قطعاً اشتباه است چرا که مسلماً «من» قابل نسخه برداري و تکثيرشدن نيستم (يا نيست). بلکه منظور از من در اين نتيجه گيري همان شخصي است که در اين جهاني که «من» انتخابش کرده ام با مشخصاتي از جمله نام من شناخته مي شود. او متناظر با شخص خاصي در پارسال بوده اما متناظر با او در سال هاي آينده دسته اي از اشخاص هستند که به هر حال يکي از آنها را انتخاب خواهم کرد و اين انتخاب من هيچ اثري بر تابع موج يا کسي که از بالا به جهان ما مي نگرد، نخواهد داشت. چرا که تمام اين نسخه ها از قبل در داخل تابع موج وجود دارند و خلق شده اند...

شواهد وجود جهان هاي ديگر
اگرچه بيشتر مطالب فوق در قالب تئوري هاي فيزيکي بيان شده که ممکن است مستقيماً قابل ارزيابي نباشند، اما به روش هايي مي توان درستي آنها را به طور غيرمستقيم بررسي کرد. به عنوان مثال اکنون دانشمندان اولين ردياب هاي امواج گرانشي (امواجي که توسط يک جسم پرجرم شتابدار به وجود مي آيد و باعث کش آمدن يا جمع شدگي فضا مي شوند) را به کار گرفته اند. با بررسي اين موج ها ممکن است بتوان وجود پوسته هاي ديگر غير از جهان ما را تاييد کرد. همچنين بررسي اطلاعات دقيق تر درباره پرتو زمينه کيهاني، ساخت کامپيوترهاي کوانتومي، تلاش ها براي يکپارچه سازي نظريه هاي نسبيت عام و ميدان کوانتومي و نيز بررسي مشاهداتي که در شتاب دهنده هاي ذرات (و ناپديد شدن برخي از آنها) به دست آمده است، از جمله مواردي هستند که اکنون توجه دانشمندان را جلب کرده اند و در آينده اي نه چندان دور مي توانند اطلاعات ما درباره جهان هاي ديگر را مستندتر کنند.

به هر حال اين که جهان هاي ديگر را تا چه اندازه باور داشته باشيم، در اختيار خودمان است. امروزه هم چنان انسان هايي وجود دارند که دنياي اتم ها را نيز افسانه ا ي بيش نمي دانند. اما از سوي ديگر، دانشمندان و محققان «نانوتکنولوژي» سرگرم ساختن موتورهايي هستند که در تصوير چرخ دنده هاي آنها مي توان تعداد اتم ها را شمارش کرد يا اينکه روش هاي ذخيره سازي سوخت هيدروژني يا حتي اطلاعات را در ساختارهاي اتمي طرح ريزي مي کنند.

 --

 

نوایران
به گروه نوایرانیان در گوگل گروپ بپیوندید

Newiranian@googlegroups.com

خود را مجبور به پیشرفت کنید(روانشناسی مدیریت ) "نوایران"

 

تصویر از طنز ایران

خود را مجبور به پیشرفت کنید

(البته به روش صحیح)

 

در گذشته های نه چندان دور آدمهایی که دنبال آب باریکه بودند یا یه شغل مطمئن دولتی داشند ،خیلی آدمهای منطقی و موفقی محسوب می شدند .

آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه را به عنوان یک روش زندگی خیلی از خانواده ها به فرزندانشان یاد می دادند ....

اما گذشته ها گذشته ... این روزها برای موفقیت باید جسور بود ...باید خطر کرد ...باید مسولیت همه ی چیز را بر عهده گرفت ...

این روزها شما شخصا خودتان باید خودتان را مجبور به پیشرفت کنید ...در همه چی ! در سطح زندگی شخصی ، در سطح زندگی اجتماعی ، در زندگی حرفه ای و ...و...

نوشته ی زیر از جمله نوشته های بسیار زیبایی که به کسانی که تصمیم دارند فرصت کوتاه حیات را "زندگی" کنند پیام شفافی می دهد ...

شما هم از همین دسته اید ؟؟

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دوری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید

 اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.   آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند.  فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند
.

اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.

 متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به  ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
 
باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند.  پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند
.
 
 
آنها چطور  می توانستند ماهی تازه بگیرند؟


 
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟

  برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.کوسه جندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند....

شما هم می توانید ..

-  به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید .
-
از بازی لذت ببرید.

- اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید .
-
عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید
.
-
اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید
.
-
زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید
.
-
پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید
.
-
در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید دورتر بروید شنا کنید.

 

 

نوایران
به گروه نوایرانیان در گوگل گروپ بپیوندید
Newiranian@googlegroups.com

عملکرد (داستان)   "نوایران"

 

عملکرد

 

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرین را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت

تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره‌ای هفت رقمی. مسئول داروخانه

متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.


پسرک پرسید،” خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌ها را به من بسپارید؟” زن پاسخ داد،

کسی هست که این کار را برایم انجام می‌دهد.”


پسرک گفت:”خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می‌گیرد انجام خواهم داد”. زن در جوابش

گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.


پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،” خانم، من پیاده‌رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان

جارو می‌کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.” مجددا

زن پاسخش منفی بود”.

عملکرد

 


پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او

گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: “پسر…از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر این‌که روحیه

خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم


پسر جوان جواب داد،” نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می‌سنجیدم، من همون کسی هستم

که برای اون خانوم کار می‌کنه.

 

نوایران
به گروه نوایرانیان در گوگل گروپ بپیوندید
Newiranian@googlegroups.com

تغییر جنسیت مرد به زن (روانشناسی)   " نوایران"

 

 

تغییر جنسیت از مرد به زن

 

هاریسو متولد کره جنوبی ۱۹۷۵ و بازیگر و خواننده

آندره ا جیمس بازیگر امریکائی متولد ۱۹۶۷

کندی کین بازیگر امریکائی متولد هاوائی

استلا آسودله بازیگر استرالیائی متولد ۲۲ آپریل ۱۹۸۲

مجموعه عملهایی که افراد برای مونث سازی چهره انجام می دهند عبارتند از :

  • جراحی پیشانی
  • بالا کشیدن ابرو
  • جراحی زیبایی بینی
  • کاشت گونه
  • کشیدن لب
  • حجیم کردن لب
  • جراحی چانه
  • جراحی فک


ازدواج برای دخترها ...؟(اجتماعی)  "نوایران"

 

 

 ازدواج برای دخترها و ....؟

 

 

 

 

چرا برخي دخترها هميشه كانديد ازدواج هستند و برخي نه؟

همه مردها یک فهرست محرمانه ای برای ازدواجشان دارند. درحقیقت به دنبال 5 ویژگی در خانم ها هستند.

 

همیشه مردها، ماهها، و حتی سالها زمان صرف می کنند تا شخص مورد نظر خودشان را پیدا کنند. اما ممکن است که نظرشان برگردد و منصرف شوند و حتی با شخص جدیدی آشنا شوند. فاکتورهایی که برای رابطه ها و دوستی های ثابت و پایدار حتی تا دم مرگ وجود دارند مانند معماهای حل نشده هستند. مخصوصا زمانی که شما مطمئن نیستید که شخص مقابل تان با شما ازدواج می کند یا نه.

ویلارد هارلی نویسنده کتاب "من به تو قول می دهم که شرایط ازدواجی را فراهم کنم که سالها دوام داشته باشد" می گوید: فهمیدن این فاکتورها برای خانم ها کمی سخت است اما مردها همیشه به دنبال آنها هستند. بخشی از آنچه که مردها برای ازدواج به دنبال آن هستند، هوس است اما در قالب کارها و رفتاری خاصی است که واقعی تر از آن چیزی است که شما فکرش را می کنید. در زیر ما 4 رفتار کلیدی که پسرها را به ازدواج با دخترها ترغیب می کند آورده ایم.

1- دخترانی که شخص مقابلشان را به هیجان می آورند

شاید برایتان اتفاق افتاده باشد که آخر یک فیلم هزاران سوال بی جواب در ذهنتان به وجود آمده باشد و دیگر نتوانید آنها را بی جواب بگذارید. بسیار خب. یک دختر با نشاط، با غافلگیر کردن و انجام دادن کارهای غیر منتظره می تواند طرف مقابلش را به هیجان بیاورد.

بهتر است غافلگیری تان غیرقابل پیش بینی باشد، همیشه علایق جدید از خودتان نشان دهید و خودتان را به شکل های مختلف به او بشناسانید. ( شکل های مثبت). هرگز نگذارید زندگی تان راکد و ساکن پیش رود، این خانم ها فلسفه ازدواج را دچار اختلال و مشکل می کنند.

 2- دخترها نباید به پسرها بفهمانند که آنها تمام زندگیشان هستند

این موضوع زیاد برای آقایان جالب و خوشایند نیست. دخترهایی که استقلال و عزت نفسشان را نگه می دارند حتی وقتی رابطه شان با تغییرات جدی مواجه می شود، برای پسرها کشش و جاذبه بیشتری برای ازدواج دارند.

مردها از خانم هایی که به آنها وابسته هستند، می ترسند. یک مرده ایده آل رابطه ای را بین خود و همسرش دوست دارد که ثابت و پابرجا و بدون وابستگی باشد.

3- دخترهایی که ثابت می کنند که چقدر همسرشان برایشان مهم است

بسیار خب، اما بین وابسته نبودن و کناره گیری خط و مرزی وجود دارد. مردها با زنهایی که مرتبا به آنها نشان می دهند که در کنار آنها هستند سازگاری دارند.

 

مردها زندگی را میدان جنگ می بینند و آنها کسی را می خواهند که همیشه درکنارشان باشد. البته این به این معنی نیست که زنها برای شوهرانشان مادری کنند یا در تمام جزئیات زندگی از آنها حمایت کنند. بلکه بیشتر باید به او ثابت کنید که در کنارش هستید و با او همکاری می کنید.

برای مثال وقتی از احساس خوبش یا از استعدادهایش در انجام دادن پروژه های کاریش می گوید با او رفتار خوبی داشته باشید. این کار شما کوچک است اما به او قوت قلب می دهد و به او می فهماند که همسرش درکنارش است و با او همکاری می کند.

 

 

4- خانمهایی که تلاش می کنند همسرشان بهترین باشد

مردها دوست ندارند که همسرشان مانند سرباز و فرمانده باشند و مدام از همسرشان دستور بشنوند. مثل کمک به رسیدن به اهدافشان به صورت مستقیم و حتی به اجبار.

مردها دوست دارند در هر تلاشی که می کنند پیروز شوند و خانم ها هم به آنها اجازه دهند و از اعتراض به آنها دوری کنند. یک مرد خانمی که او را در کارها و اهدافش تشویق می کند تا به علایقش برسد و بهترین باشد، تحسین می کند. این به معنی کمک کردن و همکاری با همسرانتان است.

نوایران
به گروه نوایرانیان در گوگل گروپ بپیوندید
Newiranian@googlegroups.com

حسادت در محل کار(روانشناسی و مدیریت)   "نوایران"

 

 

 

حسادت در محل کار

حسادت در محل کار بر روابط شما با همکارانتان فشار آورده و مشکلات روانشناسی بسیاری را ایجاد می کند. وقتی یاد بگیرید که چه چیز موجب این احساسات ناخوشایند در محل کار می شود، احتمال کاهش آن بیشتر می شود.

خیلی سخت است که وقتی همکارانتان با حسادتشان ناراحتتان می کنند از موفقیتتان لذت ببرید. متاسفانه، اگر فرد موفقی باشید چه بخواهید و چه نخواهید حسادت همکارانتان را در محل کار جلب می کنید. اگر شما هم چنین همکارانی در محیط کارتان دارید، نکات زیر می تواند در برخورد با آنها برایتان مفید باشد.

چطور با حسادت در محل کار کنار بیاییم؟

1. نشان دهید که حس رقابت ندارید.

بیشتر وقت ها حس حسادت در همکارانتان زمانی پدید می آید که فکر کنند شما با آنها دشمنی دارید. اگر این حس دشمنی در شما وجود دارد، وقتش رسیده که همکارانتان را افرادی ببینید که با کمک آنها باید کار را به درستی و به موقع به اتمام برسانید، نه رقیبانی که می خواهند تلاش های شما را بدزدند یا به نفع خودشان شما را خراب کنند. البته این کار زمان می برد اما همکارانتان از تلاش های شما برای شرکت در کار گروهی تقدیر می کنند و دیگر در برابر شما احساس تهدید نمی کنند. حتی اگر این حس دشمنی در شما وجود نداشته باشد و همکارانتان به خاطر تجربیات بد گذشته شان به اشتباه چنین نظری نسبت به شما دارند باید همین کارها را انجام دهید.

2. دوستانه رفتار کنید.

یکی دیگر از دلایلی که باعث به وجود آمدن حس حسادت در محل کار می شود این است که همکارانتان تصور می کنند شما آنها را تحویل نمی گیرید. اگر از شرکت در بحث های خصوصی آنها یا بیرون رفتن با آنها خودداری کنید ممکن است فکر کنند که آنها را تحویل نمی گیرید. حتی اگر واقعاً از آن دسته از همکارانتان زیاد خوشتان نیاید باید سعی کنید آن را نشان ندهید. چند لحظه هم که شده خودتان را جای آنها بگذارید. آنوقت چه احساسی داشتید؟ ببینید می توانید وجه اشتراکی بین خودتان و آنها پیدا کنید. ممکن هر دو شما طرفدار یک تیم فوتبال باشید یا یک خواننده یا یک فیلم خاص.

3. کمک کنید.

با پیشنهاد کمک به همکارانتان به آنها نشان می دهید که غیر از خودتان به آنها هم اهمیت می دهید. اشتباهات آنها را تشخیص دهید، پیشنهادی برای رفع آن بدهید و برنامه ها و نقشه های جایگزی به آنها معرفی کنید. وقتی بدون اینکه خودشان از شما خواسته باشند این کارها را انجام دهید نظر بسیار مثبتی نسبت به شما پیدا می کنند.

4. تحسین کنید.

خیلی از همکاران به این خاطر حسادت می کنند که اعتماد به نفس بالایی ندارند. چون احساس حقارت می کنند وقتی می بینند که یکی کاری را بهتر از آنها انجام می دهد طبیعی است که حسادت کنند. شما می توانید با تعریف و تمجید از کارهای آنها وضعیت را بهتر کنید. وقتی کار خوبی از آنها مشاهده کردید از آن تعریف کنید و اینکار مداوم باشد. این باعث می شود انگیزه بیشتری برای انجام کارهای بهتر پیدا کنند. اعتماد به نفسشان بالا می رود و مطمئناً پیشرفت می کنند. بعد وقتی خود را با شما برابر ببینند دیگر دلیلی برای حسادت کردن پیدا نمی کنند.

برای کنار آمدن با حسادت در محل کار خیلی مهم است که از منطقه امن خودتان بیرون بیایید و سعی کنید خودتان را جای دیگران بگذارید. وقتی بفهمید چرا چنین احساسی داشتند متوجه می شوید که چطور باید به آنها کمک کنید.

 5. رفتار خودتان را بسنجید.

قبل از اینکه از همکارانتان عصبانی شوید سعی کنید یک دقیقه هم که شده به رفتار خودتان فکر کنید. آیا کاری کرده اید که حسادت آنها را تحریک کند؟ مثلاً چند روز پیش که وارد اداره شدید درمورد ترفیع جدیدتان به آنها پز دادید یا فخرکردید که برای پروژه جدید رئیس شما را انتخاب کرده است؟ گاهی اوقات بدون اینکه متوجه باشید خودتان با اعمالتان حسادت دیگران را تحریک می کنید. اگر اینطور است سعی کنید این رفتارها را کنار بگذارید و همیشه یادتان باشد که فقط شما در آن اداره کار نمی کنید.

6. تصویرتان را تغییر دهید.

بااینکه نباید به خاطر همکارانتان خیلی خودتان را عوض کنید اما می توانید با تغییر تصویرتان در ذهن آنها حس حسادتشان را کمتر کنید. اگر همکارانتان فکر کنند که شما فردی باانگیزه هستید که موفقیت همه اعضای گروه را می خواهید، موفقیتتان با حسادت کمتری دیده می شود.پس سعی کنید تصویری که همکارانتان از شما ساخته اند را تغییر دهید.

7. به دیگران اعتبار بخشید.

هرزمان که موقعیت این را داشتید که اعتبار یک تصمیم یا پروژه ای که خوب بوده را با دیگران تقسیم کنید، حتماً اینکار را بکنید. وقتی هر از گاهی باعث شوید که دیگران هم بدرخشند برایشان سخت تر خواهد بود که به شما حسادت کنند. فقط گفتن چیزهایی به همین سادگی، "بله این سخنرانی خیلی خوب پیش رفت. می توانید از آقای X به خاطر گرافیک های عالی که برایمان درست کرده بودند تشکر کنید" فضای محیط را تغییر می دهد.

ممکن است موقعیت هایی برایتان پیش بیاید که یکی یا چند نفر از همکارانتان برایتان توطئه کنند. برای کنار آمدن به چنین موقعیت هایی خودتان را از هر غیبت یا شایع پراکنی که در اداره اتفاق می افتد دور کنید و فقط روی کارتان تمرکز کنید.

 8. از مقامات بالا دوستانی دست و پا کنید.

همکاران حسود ممکن است محل کار را به یک میدان جنگ برای شما تبدیل کنند به خاطر همین لازم است که حتماً دوستانی در محل کار برای خودتان داشته باشید. اگر بتوانید در پست های بالاتر از خودتان دوستانی داشته باشید خیلی بهتر خواهد بود. با کمک آن دوستان می توانید بدون اینکه به اعتبار تان در محل کار صدمه ای وارد شود، توطئه های ناشی از حسادت آنها را خنثی کنید.

نوایران
به گروه نوایرانیان در گوگل گروپ بپیوندید
Newiranian@googlegroups.com